روانزخمهای دوران کودکی چطور روی روابط دوران بزرگسالی اثر میگذارد – قسمت دوم
روانزخمهای دوران کودکی حتی ممکمن است روی چگونگی برقراری ارتباطتان با دیگران در دوران بزرگسالی اثر بگذارد.
سبک ارتباطیتان نشاندهنده الگوهای ارتباطی است که در دوران کودکی جلوی چشمتان بوده است.
به عنوان مثال، اگر در خانه بزرگ شده باشید که داد و فریاد زیادی در آن خانه به گوش میرسیده است، ممکن است همینطور با شریک عاطفیتان در خانه تعامل کنید. یا حتی ممکن است باور داشته باشید تنها راه حل و مدیریت کردن تعارضهای بینتان به این شکل است.
از طرفی ممکن است برایتان ابراز هیجانهایتان به شکل کلامی کار سختی باشد یا حتی نتوانید در مورد چیزهایی که برایتان مهم هستند، با شریک زندگیتان صحبت کنید.
روانزخمهای دوران کودکی به روشهای مختلفی روابط دوران بزرگسالی را متاثر میکند، ولی چالش ناشی از این موضوع قرار نیست دائمی باشد، بلکه با دریافت کمک حتما درمان امکانپذیر است.
سبکهای ارتباطی
روانزخمهای دوران کودکی حتی ممکمن است روی چگونگی برقراری ارتباطتان با دیگران در دوران بزرگسالی اثر بگذارد.
سبک ارتباطیتان نشاندهنده الگوهای ارتباطی است که در دوران کودکی جلوی چشمتان بوده است.
به عنوان مثال، اگر در خانه بزرگ شده باشید که داد و فریاد زیادی در آن خانه به گوش میرسیده است، ممکن است همینطور با شریک عاطفیتان در خانه تعامل کنید. یا حتی ممکن است باور داشته باشید تنها راه حل و مدیریت کردن تعارضهای بینتان به این شکل است.
از طرفی ممکن است برایتان ابراز هیجانهایتان به شکل کلامی کار سختی باشد یا حتی نتوانید در مورد چیزهایی که برایتان مهم هستند، با شریک زندگیتان صحبت کنید.
برخی از سبکهای ارتباطی که ممکن است ریشه در نحوه برقراری ارتباط دیگران با شما در دوران کودکیتان بوده باشند، عبارتند از:
- منفعل: غیرمستقیم، انکار خود، یا همراه با عذرخواهی
- منفعل-پرخاشگرعدم صداقت هیجانی
- پرخاشگرسرزنشکننده، کنترلکننده، مستقیم و دستوری و تهاجمی
سبک ارتباطی موضوعی است که در دوران کودکی یاد میگیرید و در طول دوران تحولتان آنرا توسعه میدهید، در نتیجه به همان شکلی که یک سبک ارتباطی ایجاد میشود و توسعه پیدا میکند، میتوانید آنرا کنار بگذارید و به شکل دیگری ارتباط برقرار کنید.

بازنوازی روانزخم
گاهی اوقات، ممکن است وارد روابطی شوید که برایتان تداعیکننده چیزی باشد که در دوران کودکی یاد گرفتهاید یا حتی تقویتکننده آن باشد. به این مطلب بازنوزی روانزخم میگویند.
اگر دقیق نگاه کنید ممکن است متوجه چرخههای تکراری از ابتدای کودکیتان شوید که در آن چرخهها خودتان را در وضعیت و شرایطی قرار میدهید که آسیبهای عاطفی و فیزیکی را تجربه میکنید.
این موضوع چندان نتیجه انتخاب مستقیمتان نیست، بلکه ممکن است بیشتر چیزی شبیه به مکانیزمهای دفاعی باشد که به سمت موضوعی که برایتان آشنا و قابلپیشبینی است، هدایتتان میکند. یا حتی ممکن است تلاشی ناخودآگاهانه برای درمان شدن و بهبود پیدا کردن از طریق روبرو شدن با چالشهای یکسان و مشابه باشد.
دکتر نانسی اروین، روانشناسی بالینی اهل لسانجلس میگوید: " اگر روانزخم حل نشده باقی بماند، (انسانها) به شکلی ناخودآگاه در دام راحتی چیزی که برایشان آشنا است میافتند، حتی اگر برایشان دردناک باشد."
هوش هیجانی
هوش هیجانی به توانایی درک و مدیریت هیجانهای خودتان و اشخاص دیگر در موقعیتهای متفاوت اشاره دارد.
به عبارت دیگر، هوش هیجانی عبارتست از آگاهی و تنظیم هیجانها.
افرادی که روانزخمهای دوران کودکی را تجربه میکنند ممکن است توانایی خوبی برای پرورش این جنبه از هوش را نداشته باشند.
میتوانید اینطور فکر کنید: روانزخمهای کودکی توسعه تمام ابزارهایی که لازم است در جعبه مدیریت هیجانیتان داشته باشید را به مخاطره میاندازد.
هوش هیجانی خودش را به در قسمتهای زیر در روابط نشان میدهد:
- همکاری و همیاری
- همدلی
- خودآگاهی هیجانی
- توانایی صحبت کردن در مورد اینکه چه احساسی دارید
- توانایی درک اینکه دیگران چه احساسهایی را تجربه میکنند.
- ارزیابی کردن عملکرد خودتان
- مسئولیتپذیری
- توانایی ارتباط برقرار کردن بین افکار، احساسها و رفتارهایی که انجام میدهید.
- توانایی تنظیم کردن رفتارهایتان با واکنشهای هیجانی دیگران
افرادی که روانزخمهایی را در دوران کودکی تجربه کردهاند ممکن است در یک یا چند حوزه از حوزههای مرتبط با هوش هیجانی که در بالا به آنها اشاره شد، مشکل داشته باشند.
ولی نکته مهم باز هم اینجاست که هوش هیجانی را میتوان در هر سنی یاد گرفت و آنرا توسعه داد و به محض اینکه روی درمان شدن خودتان کار کنید، به جعبه ابزارتان اضافه خواهد شد.
اختلالهای روانی
پژوهشهای مختلف نشان دادهاند بین روانزخمهای دوران کودکی و ایجاد اختلالهای روانی خاصی مثل افسردگی و اختلالهای اضطرابی همبستگی وجود دارد.
همه این موارد میتواند تا حدودی روی روابط بین فردی تاثیر بگذارند.
فقط و فقط یک متخصص روان میتواند این اختلالهای را تشخیص دهد و ببینید چطور این شرایط روی رابطهتان تاثیر میگذارد.
شیوههای کارکردن روی روانزخمها
بهبود پیدا کردن از روانزخمهای کودکی کاری شدنی و ممکن است. روشهای زیادی وجود دارند که میتوانند با حرکت در آن مسیرها احساس بهتری داشته باشید و روابط رضایتبخشتری برای خودتان به وجود بیاورید.
درمان
رواندرمانی، که به صورت تحتاللفظی درمان هم گفته میشود، روش بینظیری است که کمکتان میکند تا آنچه در گذشته اتفاق افتاده است با نگرش متفاوتی بررسی کنید و ببینید چطور روی شرایط امروزتان اثرگذار بوده است.
برخورداری از حمایت فردی که در زمینه روانزخمها آموزش دیده است، میتواند بسیار موثر و کمککننده باشد. چنین فردی میتواند بدون اینکه قضاوتتان کند، گوش کند و قدم به قدم به سمت داشتن خوداگاهی بیشتر و روابط رضایتبخشتر راهنماییتان کند.
درمان حساسیتزدایی از طریق چشم و پردازش مجدد (EMDR) (یک روش روان درمانی ساختاریافته است که برای کاهش ناراحتیهای روانی مرتبط با روانزخمهای طراحی شده است) به عنوان خط اول درمانی برای روانزخمها به حساب میآید.
درمان شناختی – رفتاری، به خصوص با استفاده از روش بازنویسی تصویری میتواند با بازفعالسازی خاطرات آسیبزا و افکار مرتبط با روانزخم و بازتعریف آنها کمک موثری بکند. در حقیقت، منابع نشان میدهند این شکل از درمان شناختی – رفتاری برای درمان روانزخمهای دوران کودکی هم بسیار موثر است.
کارکرد درونی
خودآگاهی هم میتواند به عنوان یک مسیر شخصی، روش موثری برای درمان و بهبود روانزخمها باشد. در ادامه نام برخی از کتابهایی که به روانزخم از زوایای مختلف نگاه میکنند یا جنبههای مختلف و مهم روابط را بررسی میکنند قرار دادهایم:
- "بدن فراموش نمیکند " دکتر بسل ون در کولک
- "دلبستگی" نوشته دکتر امیر لوین و ریچل هلر
- "راز پایداری عشق" نوشته کارویل هندریکس
- "چگونه در روابط بزرگسال باشیم" نوشته دیوید ریچو
- "اگر در دفترم هستید، کار از کار گذشته است" نوشته جیمز جی سکسون
- "روابط فوقالعاده" نوشته روبرتا گیلبرت
مراقبت از روابط
ممکن است دوست داشته باشید برخی از تجربههای آسیبزایتان را در میان بگذارید یا ممکن هم هست دوست نداشته باشید چنین کاری کنید، هر دو گزینه، گزینههای معقول و منطقی هستند و کاملا به شما بستگی دارد که کدام را ترجیح دهید.
اگر برای اینکه چنین تجربههایی را با دیگران به اشتراک بگذارید، آمادگی دارید، میتوانید برایتان توضیح دهید که از آنچه در دوران کودکی به عنوان روانزخم در وجودتان باقی مانده است آگاه هستید و میدانید که ممکن است روی پویایی رابطهتان با آنها اثر بگذارد و مشغول کار کردن روی خودتان و درمان کردن این روانزخمها هستید.
اگر آماده هستید و احساس امنیت میکنید، میتوانید ذره ذره، قسمتهایی که کمتر برای آزاردهنده هست را برای دوستانی که مد نظر دارید یا شریک زندگیتان توضیح دهید. یادتان باشد، اصلا نیازی نیست تمام داستان به یکباره برایشان بازگو کنید. آرام آرام به همان اندازه که احساس راحتی میکنید داستان را تعریف کنید و ببینید چطور پیش میرود، سپس با بررسی و ارزیابی مجدد، برای چگونگی تعریف ادامه ماجرا برنامهریزی کنید.
توصیه برنی بروان را در نظر داشته باشید: "داستانتان را با کسانی به اشتراک میگذارید که لیاقت شنیدنش را به دست آوردهاند."
ولی یادتان باشد، قرار نیست برای بهبود پیدا کردن تمام داستانتان را با آنها به اشتراک بگذارید.
اگر با کسی که دوستش دارید، انقدر نسبت به هم گشوده هستید که چنین کاری را بکنید، درمان رابطهای هم میتواند اقدام بسیار مناسبی باشد.
مراقبت از خود
همینطور که برای درمان روانزخم قدم برمیدارید بسیار ضروری است که از خودتان هم مراقبت کنید.
گرچه صحبت کردن با متخصص درمان روانزخمها و رواندرمانی میتواند به بهتر شدنتان کمک کند، اما حتما باید یک سری فعالیتهایی که نشاندهنده دوست داشتن خودتان هم هست به عنوان مکملی برای فرایند درمانیتان انجام دهید.
انتخابهای گسترده علمی وجود دارند که میتوانید برای افزایش کیفیت زندگیتان به سبک زندگی فعلیتان اضافه کنید.
برخی از آنها عبارتند از:
- رژیم غذایی. رزیم غذایی متعادل و کاملی که سرشار از مواد مغذی باشد میتواند کمکتان کند تا در مجموع احساس بهتری داشته باشید.
- ورزش. حداقل 30 دقیقه فعالیت بدنی ملایم، 5 بار در هفته، کمک زیادی به بهبود سلامتیتان میکند.
- ذهنآگاهی. فعالیتهایی مثال یوگا یا مراقبه میتواند زمانهایی را برای فراغت و آرامش برایتان به وجود بیاورد.
- خواب. 7 تا 9 ساعت روزانه خوابیدن باعث کاهش دردهای مزمن و مه مغذی میشود.
- تامل و تفکر. هر روز چند دقیقهای برای ژورنالنویسی وقت بگذارید و روزتان را ارزیابی کنید. این کار کمک زیادی به خودآگاهی و تنظیم هیجانهایتان میکند.
لینک مقاله:
https://psychcentral.com/blog/how-childhood-trauma-affects-adult-relationships