دانشی فراتراز علائم اختلال پس از سانحه: چطور روانزخمها ساختار مغز را تغییر میدهند – قسمت اول
مغز زیبا و پیچیدهمان، یک وظیفه اصلی و اساسی دارد و آن چیزی نیست جز اینکه زنده نگهمان دارد. با گذر زندگی، مغز تجربههایمان را به خاطراتی تبدیل میکند تا بتوانیم از چیزهایی که برایمان احساس خوبی به همراه ندارند فاصله بگیریم و از طرف دیگر به سمت چیزهایی برویم که برایمان خوشایند و جذاب هستند.
به عنوان یک سازوکار دفاعی این موضوع بسیار نبوغآمیز است، چون در حقیقت هر خاطرهای مثل یک نقشه راه برای کمک به یادگیری، اشاره به جزییات مهمی در مورد اینکه چه جاهایی بودهایم، چه چیزی بو کردهایم، چه چیزی دیدهایم، چه کسانی در آنجا بودهاند، و چه احساسی داشتهایم، عمل میکند.
روانزخمها میتوانند به شکلهای مختلفی کارکرد و ساختار مغز را تغییر دهند. اگر احساس میکنید بعد از پشت سر گذاشتن یک سانحه و اتفاق ناخوشایند، هنوز به حالت عادی برنگشتهاید، بدانید تنها نیستید و دلیلش را در ادامه مطالعه کنید.
مغز زیبا و پیچیدهمان، یک وظیفه اصلی و اساسی دارد و آن چیزی نیست جز اینکه زنده نگهمان دارد. با گذر زندگی، مغز تجربههایمان را به خاطراتی تبدیل میکند تا بتوانیم از چیزهایی که برایمان احساس خوبی به همراه ندارند فاصله بگیریم و از طرف دیگر به سمت چیزهایی برویم که برایمان خوشایند و جذاب هستند.
به عنوان یک سازوکار دفاعی این موضوع بسیار نبوغآمیز است، چون در حقیقت هر خاطرهای مثل یک نقشه راه برای کمک به یادگیری، اشاره به جزییات مهمی در مورد اینکه چه جاهایی بودهایم، چه چیزی بو کردهایم، چه چیزی دیدهایم، چه کسانی در آنجا بودهاند، و چه احساسی داشتهایم، عمل میکند.
زمانی که فردی روانزخمی را تجربه میکند، عملا مغزش میخواهد او را آنقدر امن نگه دارد و بقایش را تضمین کند که به صورت دائمی کار میکند. مغز با تکیه به همین نقشههای راهی که از گذشته تهیه کرده است، مدتها پس از اینکه یک اتفاق ناخوشایند تمام هم شده است، باز هم حسی از خطرناک بودن را در زمان حال ایجاد میکند.
اگر اختلال استرس پس از سانحه درمان نشود و همینطور بدون مداخله ادامه پیدا کند، میتواند تغییرات پایداری در مغز به وجود بیاورد که همین تغییرات مانع اصلی داشتن زندگی شاد و سالم شوند. در ادامه با این تغییرات بیشتر آشنا خواهیم شد و بررسی میکنیم که چطور میتوان از روانزخمها التیام پیدا کرد.

اثر روانزخم روی مغز
در ایالات متحده آمریکا چیزی در حدود 3.6% از جمعیت بزرگسال درگیر اختلال استرس پس از سانحه هستند و 37% از این تعداد کسانی هستند که علائمی شدید را تجربه میکنند.
برای اینکه درک بهتری از علت ایجاد اختلال استرس پس از سانحه داشته باشید، بد نیست ابتدا نگاهی به مقدماتی در مورد مغز بیاندازیم.
مدل سه بخشی مغز اولین بار در دهه 1960 توسط دانشمند علوم اعصابی به نام پل مکلین معرفی شد و تا به امروز هنوز هم روش ابتدایی و کارآمدی برای درک عملکرد شناختی مغز است.
مغز را میتوانیم به سه قسمت اصلی از ساده تا پیچیده تقسیم کنیم:
- مغز خزندگان. که مرکز غرایز مربوط به بقاست و پردازشهای خودکار بدنی، مثل ضربان قلب، تنفس، گرسنگی، و تشنگی را مدیریت میکند.
- مغز پستانداران. در این قسمت سیستم لیمبیک حضور دارد که مرکز پردازش هیجانهایی مثل لذت و ترس است. از طرفی این قسمت مسئولیت تنظیم دلبستگی و تولید مثل را نیز برعهده دارد.
- مغزنوپستانداران(پستانداران جدید). این قسمت مسئولیت پردازشهای حسی، یادگیری، حافظه، تصمیمگیری، و حل مسائل پیجیده را بر عهده دارد.
زمانیکه فردی واقعهای آسیبزا را به صورت روانزخم تجربه میکند، مغز تمام سیستمهای غیرضروریاش را از کار میاندازد و به سمت مراکز سطح پایینتر مغز حرکت میکند. همین موضوع باعث فعالسازی سیستم اعصاب سمپاتیک و ترشح هورمون استرس میشود تا برای وضعیت حفظ بقا آماده شوید: وضعیتی که به آن جنگ، گریز، یخزدگی گفته میشود. در پاسخ به یک اتفاق آسیبزا نوع چهارمی از پاسخ هم وجود دارد که به آن واکنش تایید دیگران گفته میشود.
به محض اینکه خطر رفع شد، سیستم پاراسمپاتیک فرد دوباره وارد مدار و فعال میشود. همین موضوع اجازه میدهد تا مغز دوباره کارکردهای طبیعیاش را به استفاده از سه قسمتش راهاندازی کند و فرد میتواند استراحت کند و در مورد آنچه در آن اتفاق برایش رخ داده است فکر کند.
ولی با این وجود، برای برخی از افراد این برگشت به حالت اولیه اتفاق نمیافتد. بنمایه اختلال استرس پس از سانحه به این شکل است که مغز همیشه در حالت حفظ بقا باقی میماند و نمیتواند به حالت استراحت و معمول خودش برگردد.
برخی از اثرات پایدار روانزخمها بر روی مغز و قسمتهای مختلفش و اینکه چطور این آسیبها به اختلال استرس پس از سانحه منجر میشوند در ادامه توضیح داده شدهاند.
بادامه
این قسمت تقریبا 3 سانتیمتری بادام شکل مغز به عنوان " زنگ خطر" در نظر گرفته میشود. به محض اینکه خطری تهدیدتان کند، این قسمت از مغزتان است که بدنتان را وارد حالت جنگ و گریز میکند.
اگر روانزخمی را در زندگی تجربه کرده باشید، پژوهشها نشان میدهد که این قسمت از مغزتان نمیتواند تفاوتی بین خطری که در گذشته وجود داشته است و خطری که الان در زندگیتان وجود دارد تمایزی قائل شود. به همین دلیل، وقتی یادِ تجربههای گذشتهتان میافتید، دقیقا به همان شکلی که در حال تجربه اتفاق آسیبزا در گذشته بودهاید دوباره واکنش نشان خواهید داد. با همان شدت و همان سطح از استرس.
در نیتجه، ممکن است همیشه اینطور به نظر برسد که بیقرار و بیاعصاب هستید، حساسیت بالایی دارید و سطح بالایی از استرس و اضطراب را همیشه تجربه میکنید.
هیپوکامپ
هیوکامپ که در قسمت عقبی مغز واقع شده است، به عنوان مرکز یادگیری مغز در نظر گرفته میشود.
پژوهشها نشان میدهند سایز هیپوکامپ افرادی که روانزخمهایی را تجربه کردهاند نسبت به افراد عادی، کوچکتر و فعالیت کمتری دارد و همین مطلب مشکلاتی در خصوص حافظه و حل مسئله برایشان به وجود میآورد.
کوچکتر بودن سایز هیپوکامپ و کمفعالیتی این قسمت از مغز باعث میشود تا نتوانید تمایزی به گذشته و زمان حال قائل شوید و به همین دلیل دائم در مدار بیشفعالی هیجانی و یا پاسخگویی هیجانی افراطی قرار داشته باشید.
لینک مقاله:
https://psychcentral.com/ptsd/the-science-behind-ptsd-symptoms-how-trauma-changes-the-brain