• پشتیبانی
  • 09194192929
۱۳۹۹ دوشنبه ۲۸ مهر
تعداد بازدید : 1055

شناخت هویت خود، ابعاد و ویژگی‌های آن

من کیستم؟ ریشه‌های من در کجا آب می‌خورد؟ وقتی به خودم می‌اندیشم خودم را چگونه تعریف می‌کنم؟ وقتی از هویت تعریف می‌کنیم، منظورمان کیستیِ ما و چیستی ما است. واقعاً من خودم را برای خودم چگونه تعریف و توصیف می کنم؟ شناخت هویت خود یکی از اولین وظایف هر کسی است که قصد دارد خودش را و زندگی حال و آیندۀ خود را توسعه دهد.
برگرفته از کتاب کوچینگ زندگی؛ نوشتۀ دکتر علی صاحبی، امیرمحمد پهلونژاد
گردآورنده: اکرم ناصری
ویراستار: ساجده کرمی

من کیستم؟ ریشه‌های من در کجا آب می‌خورد؟ وقتی به خودم می‌اندیشم خودم را چگونه تعریف می‌کنم؟ وقتی از هویت تعریف می‌کنیم، منظورمان کیستیِ ما و چیستی ما است. واقعاً من خودم را برای خودم چگونه تعریف و توصیف می کنم؟ شناخت هویت خود یکی از اولین وظایف هر کسی است که قصد دارد خودش را و زندگی حال و آیندۀ خود را توسعه دهد.  پس از مطالعۀ ویژگی‌های هر هویت، آن‌گاه تأمل کرده و ساختار هویت خود را شناسایی کنید. ببینید شما اکنون در کجا ایستاده‌اید و درخت وجود شما ریشه‌هایش را در کجا آبیاری می‌کند. گذشته یا  آینده، مبتنی بر خودتان است یا مبتنی بر دیگران؟ صرف‌نظر از این‌که الآن در کجا قرار دارید، همواره توان و امکان آن را دارید که  به سمت هویت خلق شده، گام برداشته و با تمرکز بر خواسته‌ها،  ترجیحات و تمایلات اصیل خود و با نگاه به آینده، از خویشتنِ خویش بارویی پی بیفکنید. 


هویت‌های چهارگانه که از چهار بعد ۱.خود، ۲.دیگران ۳.گذشته و ۴.آینده تشکیل می‌شود، عبارتند  از: 

 

  1. هویت مبتنی بر خود و ناظر بر گذشته (هویت به یاد آورنده شده)
  2. هویت مبتنی بر دیگران و ناظر بر گذشته (هویت انعکاس داده شده)
  3. هویت مبتنی بر دیگران و ناظر به آینده (هویت برنامه‌ریزی شده)
  4. هویت مبتنی بر خود و ناظر بر آینده (هویت خلق شده)

 

ویژگی‌های انواع هویت

 

۱. هویت به یاد آورنده شده 

در این‌جا فرد هویت فعلی خود را با هویت گذشتۀ خود برابر می‌داند (خوب یا بد). بطور مثال می‌گوید من اصلاً آدم پیگیر و برنامه‌ریزی نیستم. از قدیم این طور بودم. نکته اساسی اینجا است که ممکن است هیچ نشانی از هویت قدیمی فرد در هویت حال حاضر او پیدا نشود و فرد فقط فکر کند که هنوز دارای آن هویت است. یعنی ممکن است درحال حاضر بسیار دقیق و اهل برنامه باشد (یا به عکس). باید مراقب باشیم گول هویت قدیمی خود (مثبت یا منفی) را نخوریم. خیلی خوب است که به گذشته خود برگردیم تا نقاط قوت و ضعف خود را بیابیم، اما نباید به آن‌ها بچسبیم. چسبیدن به یک تصویر سیاه (یا خیلی روشن) از شخصی که الآن دیگر وجود ندارد، کاری عاقلانه و درستی نیست. 

 

۲.هویت انعکاس داده شده 

این هویت مربوط به بازخوردهایی است که ما از اطرافیان خود دربارۀ گذشتۀ خودمان دریافت می‌کنیم. ممکن است مربوط به رفتارهای مثبت یا منفی ما باشد. اگر نشانه‌هایی از آن بازخوردها را در رفتار امروز خود بیابیم، آن‌ها را به‌عنوان هویت فعلی خود باور می‌کنیم. بعضی اوقات این بازخوردها از روی حسن نیت نیستند و یا کاملاً اشتباه هستند. مثلاً همسر یا مدیری که مدام یک یا دو رفتار بخصوص منفی را از گذشته به یادتان می‌آورند و جمله نادرستی که در یک جلسه گفته بودید را مدام در موقعیت‌های مختلف به زبان می‌آورند. شاید هم به این دلیل که در تعطیلات یا تعطیلی آخر هفته بوده‌اید و یا یک قرار کاری را در روز تعطیل هماهنگ نکردید یا کار نکردید، مدیرتان به شما انگ بی‌تعهدی می‌زند درحالی‌که این یک نمونه بارز یک انسان متعادل است. باید مراقب باشید که بازخوردهای اشتباه و غیرمنصفانه دیگران، هویت فعلی شما را شکل ندهد. حتی اگر بازخوردی که دریافت می‌کنید درست هم باشد و شما واقعاً این‌چنین باشید (مثلاً تو بی‌اراده‌ای و هیچ‌وقت به سلامتی‌ات اهمیت نداده‌ای) به این معنی نیست که شما قربانی هویت منفی قبلی یا فعلی خود هستید بلکه شما هر لحظه می‌توانید تصمیم بگیرید که هویت جدید خود را خلق کنید.

 

 

۳. هویت برنامه‌ریزی‌شده 

این هویت مربوط می‌شود به پیام‌هایی که دیگران دربارۀ هویت فعلی ما یا آنچه که در آینده ممکن است بشنویم، به ما ارسال می کنند. مثلاً تو خیلی باهوشی و حتماً یک تاجر خوب می‌شوی؛ تو آدم منظم و دقیقی خواهی شد؛ تو ورزشکار خیلی خوبی می‌شوی؛ تو در درس هیچی  نمی‌شوی. بخشی از این پیام‌ها ممکن است حاوی آرزوهای دیگران باشد. مثلاً آرزوی مادر یا پدر ما این بوده که ما یک ورزشکار خیلی خوب بشویم و فقط بخشی از آن ممکن است واقعاً مربوط به ما و درست باشد. هویت برنامه‌ریزی‌شده می‌تواند فواید زیادی داشته باشد. تمامی برنامه‌های تربیتی و پرورشی سالم و درست می‌توانند هویت ذینفعان خود را برنامه‌ریزی کنند. هویت برنامه‌ریزی شده ما منابع مختلفی دارد. به‌عنوان مثال فرهنگ و خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم،  شغل ما، کسب و کاری که در آن مشغول کار هستیم و دوستانی که برای دوستی انتخاب کرده‌ایم. هر یک از این منابع می‌تواند باور  شما را نسبت به خودتان شکل بدهند، حتی بدون آنکه متوجه آن‌ها باشید. انسان‌های فراوانی هستند که شیوۀ تربیت شدن خود را مورد سرزنش قرار می‌دهند (سرزنش کردن برنامه‌ریزی والدین)؛ به خاطر اضافه وزن، سوخت‌وساز بدن خود را سرزنش می‌کنند (سرزنش کردن برنامه‌ریزی ژنتیکی خود)؛ عدم پیشرفت خود را به گردن محلۀ بد یا شهر کوچکی که در آن بزرگ شده‌اند می‌اندازند (سرزنش کردن برنامه‌ریزی همسایه‌ها یا محیط زیست) و رفتار خشن خود را به گردن فرهنگ سازمانی یا  خانوادگی خود می‌گذارند (سرزنش کردن برنامه‌ریزی‌های سازمانی خانوادگی).


ولی وقتی چیزی برای بار دوم و سوم تکرار می‌شود دیگر نمی‌توان دیگران و شرایط را برای آن مقصر دانست. این ما هستیم که انتخاب می‌کنیم چگونه رفتار کنیم و چگونه انسانی باشیم و باید مسئولیت آن را نیز تمام و کمال بپذیریم. ما هر زمان که بخواهیم می‌توانیم به گونه‌ای متفاوت زیست کنیم و انسان دیگری بشویم.

 

 ۴. هویت خلق شده (خلق هویت جدید خود)

هویت خلق شده بخشی از هویت ماست که توسط خودمان خلق می‌شود. نکتۀ مهم دربارۀ این بخش از هویت ما این است که هویت خلق شده توسط دیگران و گذشته کنترل نمی‌شود. کاملاً در اختیار خودمان می‌باشد و به آینده مربوط است. موفق‌ترین انسان‌ها آن‌هایی بوده‌اند که هویت خود را ساخته‌اند و به انسان‌هایی تبدیل شده‌اند که دوست داشتند باشند. نکته بسیار مهم این است که اگر بخواهیم رفتار خود را تغییر بدهیم بدون آنکه هویت‌مان را تغییر بدهیم، رفتار جدید پایدار نخواهد ماند. هویت‌ وچشم‌انداز شخصی در رأس زنجیرۀ تغییر است.


 باید در نظر داشته باشیم، این طور هم نیست که هرچیزی را که انتخاب کنیم، می‌توانیم به آن تبدیل شویم. این واقعیت را باید در نظر بگیریم که محدودیت‌هایی نیز وجود دارند و حتماً باید محدودیت های ژنتیکی، ذهنی، بدنی و محیطی خود را در نظر داشته باشیم. مثلاً معمولاً با قدی کوتاه یا متوسط نمی‌توان یک بسکتبالیست حرفه‌ای شد.


 از طرف دیگر این واقعیت هم باید در نظر گرفت که اگرخود را محدود نکنیم، کارهای شگفت‌انگیز بسیاری می‌توانیم انجام بدهیم و می‌توانیم به انسانی تبدیل بشویم که همیشه آرزویش را داشته‌ایم. هویت خلق شده به ما کمک می کند تا انسانی متفاوتی بشویم. می‌توانیم تغییر کنیم تا با تغییرات زمان همسو شویم و می‌توانیم تغییر کنیم تا به اهداف بالاتر برسیم. خیلی از ما انسان‌ها به اشتباه فکر می‌کنیم که هویتمان ثابت و ایستا است و معتقدیم که حداقل تا حد زیادی غیرقابل تغییر است؛ درنتیجه هیچ‌گاه تلاش نمی‌کنیم هویت جدیدی برای خود خلق کنیم. ما با این باورها خودمان را از خلق هویتی جدید ناتوان می‌کنیم. هویت ما متعلق به ماست و قابل تغییر است، حتی اگر خیلی هم سخت باشد. یادتان باشد، هویت شما بیشتر از آنچه فکر می‌کنید در اختیار خودتان است و هویت شما قربانی گذشته و دیگران نیست. 

سوال: هویت کنونی شما  چیست؟ دوست دارید کدام هویت را برای خود برگزینید؟

 

[کپی برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت انتخاب بهتر” ممنوع است و شامل پیگیرد قضایی می شود]

 

captcha
نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد.
مشاهده نظرات بیشتر...