برای اینکه بتواند واکنش موثر و مفیدی نسبت به فریاد زدن نشان دهید، به جای اینکه به حرفهای طرف مقابلتان گوش کنید تا جواب مناسبی به او بدهید، خوب گوش کنید تا درک درستی از حرفهایش داشته باشید. با این روش اول از همه همدلیتان را نشان میدهید و از طرف دیگر به طرف مقابل نشان میدهید برای آنچه میگوید ارزش قائلید و دوست دارید تا دیدگاهش را درک کنید. گوش دادن فعال یعنی اینکه توجه کاملتان به طرف مقابلتان باشد، تماس چشمیتان را با او حفظ کنید و زبان بدنتان به شکلی باشد که نشان دهد به صورت کامل درگیر حرفهایش شدهاید. در صورتی که چنین کاری انجام دهید، فضایی ایجاد خواهید کرد تا دیگری احساس شنیده شدن و محترم بودن داشته باشد، و همین موضوع میتواند موقعیت را به طور قابل توجهی قابل تحملتر و آرامتر کند.
گوش دادن فعال بدون قطع کردن برای نشان دادن همدلی
برای اینکه بتواند واکنش موثر و مفیدی نسبت به فریاد زدن نشان دهید، به جای اینکه به حرفهای طرف مقابلتان گوش کنید تا جواب مناسبی به او بدهید، خوب گوش کنید تا درک درستی از حرفهایش داشته باشید. با این روش اول از همه همدلیتان را نشان میدهید و از طرف دیگر به طرف مقابل نشان میدهید برای آنچه میگوید ارزش قائلید و دوست دارید تا دیدگاهش را درک کنید. گوش دادن فعال یعنی اینکه توجه کاملتان به طرف مقابلتان باشد، تماس چشمیتان را با او حفظ کنید و زبان بدنتان به شکلی باشد که نشان دهد به صورت کامل درگیر حرفهایش شدهاید. در صورتی که چنین کاری انجام دهید، فضایی ایجاد خواهید کرد تا دیگری احساس شنیده شدن و محترم بودن داشته باشد، و همین موضوع میتواند موقعیت را به طور قابل توجهی قابل تحملتر و آرامتر کند.
احساساتش را تأیید کنید
تأیید احساسات یک نفر، روش قدرتمند و موثری برای اعتبار بخشیدن به تجربه اوست. وقتی احساسات طرف مقابلتان را تایید میکنید هیچ اهمیتی ندارد که با او موافقید یا اگر خودتان هم جای او بودید همانطور واکنش نشان میدادید. مهم این است که با همدلی و گشودگی گوش دهید و به عنوان مثال چنین جملهای بگویید: «به نظر منطقی میرسد. میتوانم ببینم چرا اینقدر ناراحت شدی». وقتی کسی فریاد میزند، اغلب به دلیل این است که احساسات شدیدی را تجربه میکند و فکر میکند این احساساها به رسمیت شناخته نمیشوند. تأیید کردن چنین احساسهایی میتواند به کاهش تنش کمک کند و فرصتی برای برقراری ارتباط عاطفی به وجود بیاورد.

بپرسید چه چیزی نیاز دارد
بسیار ضروری است که به هیچ عنوان برای رسیدن به این مرحله عجله نکنید و سعی نکنید سریع مشکل را حل کنید. گاهی اوقات فقط تأیید کردن و اعتبار بخشیدن احساسات طرف مقابل کفایت میکند و نیاز به ارائه هیچ راهحلی وجود ندارد. اما چنانچه پس از طی کردن مراحل قبلی همچنان مشکلی وجود داشت که باید حلش میکردید، میتوانید سئوال کنید: «دوست داری با هم سعی کنیم این مشکل را حل کنیم؟»
با پرسیدن این سئوال که طرف مقابلتان چه چیزی نیاز دارد، در حقیقت گفتوگویی را شروع میکنید که باعث میشوید تا همکاری بیشتری با هم داشته باشید و به سمت حل مشترک مشکل حرکت کنید و در نهایت مسیر هموارتری برای رابطهای حمایتیتر ایجاد میکنید. با این شیوه نوعی «ما بودن» را به وجود میآورید که میتواند به طرف مقابلتان کمک کند احساس کند در یک تیم هستید و در مشکل تنها نیست.
مسئولیت بپذیرید
توجه کنید و ببینید در کدام بخش از مشکل سهمی روی دوشتان است و میتوانید آنرا به عهده بگیرید و مسئولیتش را قبول کنید. اصلا اهمیتی ندارد که مسئولیتی که به عهده میگیرید بخش کوچکی از مشکل باشد یا بخش بزرگی از آن. مسئولیتپذیری به طور خودکار باعث میشود تا حالت تدافعی طرف مقابلتان کاهش پیدا کند و همین موضوع به نوبه خود باعث بهبود درک و ارتباطتان خواهد شد.
چگونه از فریادهای آینده جلوگیری کنیم
برای جلوگیری کردن از فریادهای آیندهای که ممکن است همسرتان بزند، لازم است تمرینهای منظمی در رابطهتان داشته باشید تا ارتباطتان را تقویت کنید. این تمرینها میتوانند شامل لحظات کوچک یا روتینهای منظمی و ساختاریافتهای باشند که به زوجین کمک میکند تا در طول زمان نزدیکی، اعتماد و دوستی بیشتری با هم داشته باشند.
شروع نرم
شروع نرم روش آرام و محترمانه برای شروع کردن گفتوگو در مورد موضوعی حساس و چالشبرانگیز است. در این روش به جای اینکه جملهتان را با سرزنش یا حمله به طرف مقابل بیان کنید، احساسات و نیازهای خودتان را با استفاده از جملاتی که با «من» شروع میشوند، بیان میکنید. این روش کمک میکند تا شریکتان همچنان به حرفهایتان گوش دهد و حالتی گشوده برای گوش دادن به حرفهایتان داشته باشد و وارد حالت تدافعی نشود. له عنوان مثال:
به جای:
« هیچوقت در کارهای خانه کمک نمیکنی!»
میگویید:
«وقتی کارهای خانه روی هم جمع میشوند، احساس میکنم همه فشار کارهای خانه روی دوشم است. میتوانیم برنامهای برای تقسیم آنها بچینیم؟»
شروع ملایم، لحن مثبتی ایجاد میکند و احتمال اینکه هر دو نفر احساس شنیده شدن و درک شدن داشته باشند را بیشتر میکند.
تقسیم کردن بارذهنی و مسئولیتها
وقتی در مورد بارذهنی بین زوجین صحبت میکنید، تناسبی بین زن و مرد وجود ندارد، چون معمولا خانمها بار نامرئی مدیریت سازماندهی کارهای خانه، امور عاطفی و مسئولیتهای خانوادگی را حتی وقتی که وظایف تقسیم شدهاند، به دوش میکشند. تقسیم بارذهنی و مسئولیتها در رابطه برای حفظ تعادل، احترام و ارتباط عاطفی ضروری است. وقتی هر دو شریک بتوانند مشارکتهای معناداری داشته باشند، آنگاه به صورت معناداری از حجم دلخوریها و فرسودگیهای رایج در روابط جلوگیری میشود و همکاری و اعتماد بین زوجین تقویت میشود. چنین تلاش مشترکی رابطه سالم را تقویت میکند و باعث میشود شریکتان احساس دریافت حمایت و ارزشمندی بیشتری داشته باشد.
برنامهریزی برای بررسیهای منظم
برخورداری از یک برنامهریزی منظم برای بررسی کردن آنچه در رابطه میگذرد، میتواند نقش مهمی در حفظ پویایی سالم در رابطه بازی کند. این بررسیها باعث میشود تا هر دو نفر در رابطه عاطفی زمانی اختصاصی داشته باشند تا از احساسهایشان صحبت کنند، درباره نیازهایی برآورده نشدهشان حرف بزنند و مسائلی که به صورت بالقوه در رابطهشان وجود دارد را قبل از اینکه شدت پیدا کنند، حل کنند. با تبدیل کردن چنین گفتوگوهایی به بخش منظمی از رابطه، زوجها میتوانند از اینکه نسبت به هم از نظر عاطفی هماهنگ باشند اطمینان پیدا کنند و از اینکه ناکامیهایشان در رابطه روی هم تلنبار شوند، جلوگیری کنند.
تأثیرپذیرفتن از طرف مقابل
تاثیر پذیرفتن از طرف مقابل یعنی اینکه هر یک از طرفیت رابطه عاطفی تمایل داشته باشند نسبت به ایدهها و دیدگاههای دیگری گشوده باشند و اجازه بدهند این ایدهها و دیدگاهها روی تصمیمگیریها و نظرات تاثیر داشته باشند. گاتمن در پژوهشهایش به این نتیجه رسید که در روابطی که مردها در آن روابط اثر همسرشان را میپذیرند، بیشتر احتمال دارد که به طور مؤثر تعارضهای بینشان را مدیریت کنند و رضایت بلندمدتی را در رابطه تجربه کنند.
درک محرکها
داشتن درکِ درستی از مجموعه عواملی که به فریاد زدن و دیگر شیوههای برقراری ارتباط ناسالم ختم میشوند، اهمیت زیادی دارد. اغلب این محرکها و عوامل ریشه در تجربههای دوران کودکی یا تجربههای قبل از رابطه فعلی دارند. با شناختن اینکه چه چیزی باعث تحریک این واکنشهای شدید میشود، افراد و زوجها میتوانند به رسیدگی علل ریشهای رسیدگی کنند، راهبردهای مقابلهای سالمتری ایجاد کنند و با درک بیشتری به تعارضها نزدیک شوند. چنین روشی به همسری که فریاد میزند کمک میکند تا نسبت به محرکهایش آگاهتر شود و یاد بگیرد آنها را به شکل درستی مدیریت کند، در عین حال به همسرش هم کمک میکند با توجه به این واقعیت که این واکنشها تا حدی ناشی از تجربههای منفی گذشته هستند، همدلی بیشتری نسبت به او از خود نشان دهد.
ایجاد محیط حمایتی
ساختن یک محیط حمایتی برای برخورداری از روابط سالم و داشتنِ ارتباطی مؤثر ضروری است. ایجاد یک محیط حمایتی یعنی ایجاد فضایی که هر دو نفر به اندازهای احساس امنیت کنند که از احساسات، افکار و نگرانیهایشان بدون ترس از قضاوت یا تلافی صحبت کنند. یکی از اجزاء کلیدی ایجاد چنین محیطی، تمرین همدلی و درک است، شرایطی که هر نفر تلاش میکند تا شرایط را از نقطهنظر دیگری ببیند. رویکرد کنجکاوانه نسبت به نقطهنظر دیگری در گفتگوها در مقابل ذهنیت بحث کردن به منظور پیروز شدن بر دیگری، رویکرد کاربردیتر و موثرتری است که میتوان با دنبال کردنش به روابط بهتری دست پیدا کرد.
جستجوی حمایت بیرونی
جستجو برای دریافت حمایت بیرون از رابطه میتواند کمک کند تا به شکل بهتری به مسائل عمیقتر درون رابطه که باعث تعاملات شدید کلامی میشود، رسیدگی کنید. صحبت با درمانگر برای دریافت کمک به منظور کشف تعارضهای زیرین و ارائه راهبردهایی برای ارتباط سالمتر، میتواند نشانهای از تعهد به رابطه و تعهد نسبت به هم باشد. ارتباط بهتر فقط به معنی متفاوت صحبت کردن نیست؛ بلکه به معنی ایجاد امنیت عاطفی و ارتباط عمیقتر است. رابطهای سالمتر و متصلتر منجر به کاهش سطح استرس، سلامت جسمی و روانی بهتر و رضایت بیشتر از زندگی میشود.
لینک مقاله:
https://www.gottman.com/blog/why-is-my-wife-yelling-at-me/