• پشتیبانی
  • 09194192929
پنج شنبه 29 مرداد 1405
تعداد بازدید : 16

چرا آدمهای خوب، کارهای بد می‌کنند – قسمت اول

شرایط آدمی به گونه‌ای است که همیشه پر از نقص و عیب است. هر کسی در زندگی با چالش‌های خاص خودش دست و پنجه نرم می‌کند، اشتباه‌های مختلفی انجام می‌دهند، قضاوت‌های اشتباه می‌کند یا چیزهایی می‌گوید که بعدا از گفتنشان پشیمان می‌شود. انجام این کارها و اشتباه‌ها باعث نمی‌شود که فرد انجام دهنده انسان بدی باشد، بلکه بیشتر نشان‌دهنده این واقعیت است که فرد صرفا یک "انسان" است.
نویسنده: هوپ زیلت
مترجم: فرهاد معمارصادقی

 

انجام رفتارهای بدی که ذاتا بد نیستند، ممکن است دلائل مختلفی از جمله ناآگاهی داشته باشد. ولی این رفتارها همیشه نشان‌دهنده واقعی هویت یک فرد نیستند.

 

شرایط آدمی به گونه‌ای است که همیشه پر از نقص و عیب است. هر کسی در زندگی با چالش‌های خاص خودش دست و پنجه نرم می‌کند، اشتباه‌های مختلفی انجام می‌دهند، قضاوت‌های اشتباه می‌کند یا چیزهایی می‌گوید که بعدا از گفتنشان پشیمان می‌شود. انجام این کارها و اشتباه‌ها باعث نمی‌شود که فرد انجام دهنده انسان بدی باشد، بلکه بیشتر نشان‌دهنده این واقعیت است که فرد صرفا یک "انسان" است.

 

برچسب خوب و بد معمولا بر اساس اینکه دیگران چگونه الگوهای رفتاری و شخصیت یک نفر را چطور می‌بینند به یک نفر زده می‌شود. اگر معمولا فردی باشید که مهربانانه، با شفقت، و منصفانه رفتار کنید، احتمالا انسان خوبی در نظر گرفته می‌شود.

 

ولی به هر حال "خوب بودن" به این معنی نیست که یک نفر نمی‌تواند کارهای بدی انجام ندهد و اشتباهی نکند. با درک این موضوع که چرا از انسان‌های خوب هم کارهای بد سر می‌زند، در حقیقت ریشه‌های خصوصیت‌های خوبتان، مثل همدلی و شفقت را پرورش می‌دهید.

 

 

چه عواملی باعث میشوند تا انسانهای خوب کارهای بدی بکنند؟

 

  1. روانزخمهای گذشته و اتفاقهای ناخوشایند زندگی

 

گذشته مثل دیکتاتوری است که در روانمان روی کارهایی که در حال حاضر انجام می‌دهیم – حتی اگر خودمان به آنها هوشیار نباشیم - اثر می‌گذارد.

 

دکتر راد میچل، روانشناس دانشگاه البرتا از کلگری می‌گوید: " انسان‌های خوب ممکن است تحت تاثیر روان‌زخم‌های گذشته‌شان کارهای بدی انجام دهند. مثل سایه‌ایی از گذشته، این روان‌زخم‌ها می‌توانند به شکل لحظه‌ای روی مهربانی ذاتی انسانی‌شان گسترده شوند و آن را تحت تاثیر قرار دهند. "

 

روان‌زخم‌ها و اتفاق‌های ناخوشایند زندگی روی هر فردی اثر متفاوتی می‌گذارد، و برای برخی، این اثرات می‌تواند باعث شود تا تصمیم‌های بد و ناگواری بگیرند.

 

به عنوان مثال، روان‌زخم‌های کودکی می‌توانند منجر به دلبستگی نا‌ایمن در فرد شوند. دلبستگی ناایمن هم به خودی خود ممکن است باعث شود تا یک نفر دائم به دنبال کسب تاییدیه از دیگران شود و این موضوع در نهایت در بستر خاصی به سمت خیانت میل کند.

 

یا اگر فردی در دوران کودکی محرومیت شدید غذایی را تجربه کرده باشد، ممکن است در بزرگسالی برای غذا انقدر اهمیت قائل باشد که دست به دزدی بزند و غذاها را در خانه انبار کند.

 

در هر دو موضوع گفته شده در بالا، نیت فرد آسیب زدن به دیگران نیست، و این رفتارها نشات گرفته از تجربه‌ها و احساس‌های ناخوشایند و حل‌نشده دوران کودکی است.

 

 

  1. حالت بقا

 

حالت بقا، یعنی زمانیکه شما در زندگی به شکلی گیر می‌کنید که فقط به فکر زنده ماندن هستید، و این وضعیت بر طبق آنچه دکتر دیوید تن، روانپزشک کودکان در نیوزیلند می‌گوید، می‌تواند یکی دیگر از دلائلی باشد که انسان‌های خوب کارهای بدی می‌کنند.

 

به عنوان مثال اگر کار بیکار شوید و با مشکلات اقتصادی زیادی دست و پنجه نرم کنید، مثلا خانه و زندگی‌تان را از دست بدهید، یا احساس شکست شدید، استرس آزاردهنده و فشار مضاعف برای برآورده کردن نیازهای خانواده روی دوشتان احساس کنید، ممکن است به انجام دادن کارهای غیراخلاقی مثل دزدی فکر کنید.

 

 

  1. نیاز به تعلق خاطر

 

انسان به طور غریزی موجودی اجتماعی است و در طول تاریخ با همکاری و هماهنگی گروهی توانسته است زنده بماند. اینکه هر انسانی دوست داشته باشد توسط همگرو‌هی‌ها و اطرافیانش دوست داشته شود و احساس تعلق خاطر به آنها داشته باشد، امری کاملا طبیعی است.

 

لینزی تانگ، مددکار اجتماعی مورد تایید در کالیفرنیا می‌گوید: " یکی از دلائلی که انسان‌های خوب کارهای بدی می‌کنند، به دلیل فشارها و اثرات اجتماعی است. تمایل درونی هر فردی برای همراهی و احساس پذیرفته شده در گروه باعث می‌شود تا برخی، بر خلاف استانداردهای اخلاقی‌شان رفتار کنند."

 

او برای مثال به افرادی اشاره می‌کند که پشت سر همکارانشان شروع به شایعه پراکنی می‌کنند در حالیکه خودشان به خوبی می‌دانند اینکار کار درستی نیست، ولی برای اینکه وصله ناجوری در جمع نباشند در اینکار مشارکت می‌کنند.

 

لینزی تانگ اضافه می‌کند، "انجام اینکار به هیچ عنوان باعث نمی‌شود که چنین افرادی ذاتا افراد بد و شیطان صفتی باشند، بلکه بیشتر اثرات و فشارهای اجتماعی را پررنگ می‌کند که چطور این اثرات می‌تواند حتی بهترین و مثبت‌ترین انسان‌ها را هم تحت تاثیر خودش قرار دهد."

 

 

  1. فقدان خودآگاهی

 

تشخیص احساس‌ها و اینکه در این دنیا کجا قرار گرفته‌اید در هر لحظه، خودآگاهی نامیده می‌شود. بر اساس آنچه تانگ می‌گوید، خود آگاهی عاملی است برای اینکه گاهی اوقات افراد خوب کارهای بدی می‌کنند.

 

تانگ می‌گوید: " زمانیکه فردی همراتا با احساس‌ها و ارزشهایش حرکت نمی‌کند و اساسا آنها را در هر لحظه تشخیص نمی‌دهد، ممکن است به صورت ناخواسته کاری بر خلاف آنچه در واقعیت به آن اعتقاد دارد انجام بدهد. به خصوص زمان‌هایی که فرد زیر بار فشار و استرس قرار دارد و نمی‌تواند روی اعمالی که انجام می‌دهد خوب فکر کند و تمرکز داشته باشد، احتمال انجام چنین کارهایی بیشتر می‌شود."

 

یکی از مثالهایی که تانگ در این رابطه به آن اشاره می‌کند زمانهایی است که در خلال بحث‌های سنگین، یک نفر حرف‌های زننده و زشتی به دیگری می‌گوید و باعث آزار و ناراحتی او می‌شود، صرفا به این دلیل که آنچنان در احساس‌هایش غرق می‌شود که به آنچه می‌گوید دقت نمی‌کند.

 

در چنین شرایطی فرد به جای اینکه روی احساس‌هایش تمرکز کند و انها را مدیریت کند، دردی که در درونش احساس می‌کند را به بیرون می‌ریزد و حرفهای ناخوشایند و زننده‌ای می‌زند.

 

 

لینک مقاله:

 

https://psychcentral.com/health/reasons-why-good-people-do-bad-things

captcha
نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد.
مشاهده نظرات بیشتر...