• پشتیبانی
  • 09194192929
چهار شنبه 29 مهر 1405
تعداد بازدید : 27

تروما چیست؟ وقتی گذشته رها نمی‌کند

بعضی اتفاق‌ها تمام می‌شوند، اما اثرشان تمام نمی‌شود. تصادف، زلزله، خشونت، آزار، یا از دست دادن ناگهانی یک عزیز، ممکن است چند دقیقه یا چند روز طول بکشد، اما ذهن و بدن گاهی ماه‌ها و سال‌ها در همان لحظه می‌مانند. تروما یا ضربه‌ی روانی همین تجربه است: گذشته‌ای که مدام خودش را به زمان حال می‌آورد. در این مقاله، اول با تجربه‌ی یک نفر آشنا می‌شویم، بعد چند پرسش برای خودسنجی می‌آوریم، و سپس می‌بینیم تروما چیست، چه نشانه‌هایی دارد و چه چیزی به بهبود کمک می‌کند.

 

قصه‌ی سمیرا: شبی که تمام نشد

 

سمیرا سی‌وچهار سال دارد و معلم ریاضی دبیرستان است. دو سال پیش، یک شب بارانی پاییز، از خانه‌ی مادرش برمی‌گشت. چراغ چهارراه سبز بود که کامیونی از سمت راست چراغ قرمز را رد کرد و به گوشه‌ی ماشینش کوبید. ماشین دو دور چرخید و به گاردریل خورد. سمیرا چند دقیقه گیر افتاده بود. بوی بنزین، صدای بوق ممتد و نور چراغ‌های آمبولانس را هنوز با جزئیات به یاد دارد. آسیب جسمی‌اش زیاد نبود؛ یک دنده‌ی شکسته و چند بخیه. همه می‌گفتند «خدا خیلی رحم کرد».

 

چند هفته بعد، زخم‌ها خوب شد، اما چیزی در سمیرا عوض شده بود. نیمه‌شب با تپش قلب از خواب می‌پرید و تا صبح خوابش نمی‌برد. صدای ترمز ماشین‌ها در خیابان بدنش را منقبض می‌کرد. دیگر رانندگی نکرد و هر روز با تاکسی به مدرسه می‌رفت؛ و وقتی راننده کمی تند می‌رفت، دست‌هایش را آن‌قدر مشت می‌کرد که ناخن‌هایش کف دستش را زخم می‌کرد. از مسیر آن چهارراه هم دیگر رد نمی‌شد، حتی اگر بیست دقیقه راهش را دورتر می‌کرد.

 

همسرش، کیوان، اوایل صبور بود. اما کم‌کم گله کرد که سمیرا «زود از کوره در می‌رود» و «دیگر مثل قبل نیست». سمیرا خودش هم نمی‌فهمید چرا با کوچک‌ترین صدای بلند بچه‌ها در کلاس عصبانی می‌شود. شب‌ها گاهی دوباره آن صحنه را در خواب می‌دید: بوی بنزین، صدای فلز، و حس گیر افتادن. روزها هم گاهی، بی‌هیچ دلیل روشنی، تصویر آن شب جلوی چشمش می‌آمد و برای چند ثانیه حس می‌کرد دوباره همان‌جاست.

 

 

بیشتر از همه، سمیرا از خودش خجالت می‌کشید. فکر می‌کرد: «آدم‌های زیادی تصادف می‌کنند و زندگی‌شان را ادامه می‌دهند. من چه مرگم است؟» درباره‌ی آن شب با هیچ‌کس حرف نمی‌زد، چون هر بار که شروع می‌کرد، گلویش می‌گرفت. یک روز در کلاس، صدای افتادن یک صندلی فلزی باعث شد بی‌اختیار جیغ بکشد. شاگردها با تعجب نگاهش کردند. همان شب برای اولین بار به کیوان گفت: «فکر کنم این تصادف هنوز در من تمام نشده.» چند روز بعد، با کمک او، وقت مشاوره گرفت.

 

از کجا بفهمم این تجربه را دارم؟ چند پرسش برای خودسنجی

 

این پرسش‌ها ابزار تشخیص نیستند. فقط کمک می‌کنند ببینید آیا تجربه‌ی سختی در گذشته هنوز روی امروزتان اثر می‌گذارد یا نه. اگر به چند مورد پاسخ «بله» دادید، صحبت با یک متخصص می‌تواند مفید باشد.

 

  1. آیا اتفاقی ترسناک یا بسیار دردناک را تجربه کرده یا شاهدش بوده‌اید که هنوز گاهی ناخواسته به ذهنتان می‌آید؟
  2.  آیا خواب‌های آزاردهنده‌ای درباره‌ی آن اتفاق می‌بینید؟
  3. آیا گاهی حس می‌کنید آن اتفاق دوباره در حال رخ دادن است؟
  4. آیا از مکان‌ها، آدم‌ها یا موضوع‌هایی که یادآور آن‌اند دوری می‌کنید؟
  5.  آیا با صداها یا حرکت‌های ناگهانی بیش از حد از جا می‌پرید؟
  6.  آیا بیشتر وقت‌ها گوش‌به‌زنگ و منتظر خطرید؟
  7.  آیا نسبت به قبل زودرنج‌تر شده‌اید یا خوابتان به هم ریخته است؟
  8.  آیا از نظر عاطفی بی‌حس شده‌اید یا از نزدیکانتان فاصله گرفته‌اید؟
  9.  آیا به خاطر آن اتفاق خودتان را سرزنش می‌کنید یا احساس شرم دارید؟

 

تروما چیست و چرا اثرش می‌ماند؟

 

تروما واکنش ذهن و بدن به رویدادی است که بسیار ترسناک، خطرناک یا فراتر از توان مقابله بوده. تصادف، بلایای طبیعی، خشونت، آزار جسمی یا جنسی، جنگ، مرگ ناگهانی عزیز، یا غفلت و ناامنی مداوم در کودکی، همه می‌توانند ترومازا باشند.

 

در لحظه‌ی خطر، مغز وارد حالت بقا می‌شود و خاطره‌ی آن لحظه را متفاوت از خاطره‌های معمولی ذخیره می‌کند: تکه‌تکه، حسی و پرهیجان. برای همین است که یادآورها، مثل صدای ترمز برای سمیرا، می‌توانند همان ترس را دوباره زنده کنند، انگار خطر الان در حال وقوع است.

 

همه‌ی کسانی که رویداد سختی را تجربه می‌کنند دچار آسیب ماندگار نمی‌شوند؛ بسیاری بعد از چند هفته به تعادل برمی‌گردند. اما در بخشی از افراد، علائم ادامه پیدا می‌کند و به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می‌رسد. مؤسسه‌ی ملی سلامت روان آمریکا برآورد می‌کند حدود ۳.۶ درصد بزرگسالان آمریکایی در یک سال گذشته به این اختلال مبتلا بوده‌اند و این رقم در زنان (۵.۲ درصد) بیشتر از مردان (۱.۸ درصد) است. طبق همین منبع، برای تشخیص PTSD علائم باید بیش از یک ماه ادامه داشته باشند و زندگی روزمره را مختل کنند.

 

علائم تروما

 

تجربه‌ی دوباره: خاطره‌های ناخواسته، کابوس، و حس اینکه رویداد دوباره در حال وقوع است.

 

اجتناب: دوری از مکان‌ها، آدم‌ها یا موضوع‌هایی که یادآور رویدادند، و طفره رفتن از فکر یا حرف زدن درباره‌اش.

 

برانگیختگی: از جا پریدن، بی‌خوابی، زودرنجی و گوش‌به‌زنگ بودن دائمی.

 

تغییر در فکر و احساس: بی‌حسی عاطفی، فاصله گرفتن از دیگران، احساس گناه یا شرم، و بی‌اعتمادی به دنیا.

 

نشانه‌های جسمی: سردرد، دردهای عضلانی، مشکلات گوارشی و خستگی هم می‌توانند همراه تروما باشند.

 

چه کاری از دستتان برمی‌آید؟

 

  1.  بدانید واکنش‌هایتان طبیعی است. واکنش‌های بعد از تروما نشانه‌ی ضعف نیستند؛ واکنش طبیعی ذهن به یک موقعیت غیرطبیعی‌اند. اولین قدم سمیرا همین بود که دست از سرزنش خودش بردارد.
  2.  بدن را به «اینجا و اکنون» برگردانید. تنفس آهسته، حس کردن پاها روی زمین، و نام بردن پنج چیزی که می‌بینید، به مغز یادآوری می‌کند که الان در امان هستید.
  3. روال روزانه بسازید. خواب، غذا و فعالیت منظم، حس قابل پیش‌بینی بودن را برمی‌گرداند که تروما آن را از بین برده.
  4. تنها نمانید. حمایت آدم‌های امن از مهم‌ترین عوامل کمک‌کننده بعد از تروماست. لازم نیست جزئیات را بگویید؛ حضورشان کافی است.
  5. یادآورها را بشناسید. بنویسید چه چیزهایی واکنش شما را برمی‌انگیزند. شناختن یادآورها از غافلگیری کم می‌کند.
  6.  از الکل و مواد برای بی‌حس شدن دوری کنید. این‌ها در کوتاه‌مدت آرام می‌کنند، اما بهبود را عقب می‌اندازند.

 

سمیرا در جلسه‌های درمان، اول یاد گرفت بدنش را در لحظه‌ی ترس آرام کند. بعد، قدم‌به‌قدم و با سرعتی که خودش انتخاب می‌کرد، درباره‌ی آن شب حرف زد. ماه چهارم، با کیوان کنارش، برای اولین بار از آن چهارراه رد شد. دست‌هایش لرزید، اما پیاده نشد. چند ماه بعد گفت: «هنوز یادم هست، اما دیگر مرا نمی‌گیرد.»

 

باورهای نادرست رایج درباره‌ی تروما

 

  • «تروما فقط برای کسانی است که جنگ یا حادثه‌ی بزرگ دیده‌اند.» تجربه‌های مداوم مثل غفلت عاطفی، تحقیر یا ناامنی در کودکی هم می‌توانند ترومازا باشند.
  • «گذشته گذشته؛ نباید درباره‌اش حرف زد.» فراموش کردن آگاهانه‌ی تروما معمولاً ممکن نیست. حرف زدن در فضایی امن و با سرعت مناسب، بخشی از بهبود است؛ اما اجبار به تعریف جزئیات بدون آمادگی کمکی نمی‌کند.
  • «اگر قوی بودم، این‌قدر اذیت نمی‌شدم.» واکنش به تروما ربطی به قدرت شخصیت ندارد. سیستم عصبی هر کسی در برابر خطر شدید واکنش نشان می‌دهد.
  • «زمان همه‌چیز را حل می‌کند.» برای بسیاری، علائم با زمان کم می‌شوند؛ اما برای بخشی دیگر، بدون درمان ماه‌ها و سال‌ها ادامه پیدا می‌کنند.
  • «تروما آدم را برای همیشه خراب می‌کند.» بسیاری از کسانی که تروما را تجربه کرده‌اند، با حمایت و درمان به بهبود قابل توجهی می‌رسند.

 

چه وقت سراغ متخصص برویم؟

 

اگر بیش از یک ماه از رویداد گذشته و علائم همچنان شدیدند، یا خواب، کار و رابطه‌هایتان را مختل کرده‌اند، حتماً کمک تخصصی بگیرید. روان‌درمانی‌های متمرکز بر تروما اثربخشی ثابت‌شده دارند. برای مشاوره و ارزیابی، با مرکز مشاوره‌ی انتخاب بهتر به شماره‌ی ۰۹۱۹۸۰۱۰۰۸۰ تماس بگیرید.

 

پرسش‌های پرتکرار

 

فرق تروما با PTSD چیست؟

 

تروما خود رویداد و اثر روانی آن است. PTSD اختلالی است که در بخشی از افراد ایجاد می‌شود، وقتی علائم بیش از یک ماه ادامه پیدا کند و زندگی را مختل کند.

 

آیا تروماهای کودکی در بزرگسالی اثر دارند؟

 

بله. ناامنی، غفلت یا آزار در کودکی می‌تواند روی رابطه‌ها و تنظیم هیجان در بزرگسالی اثر بگذارد، و این اثرها با درمان قابل کاهش‌اند.

 

آیا تروما خوب می‌شود؟

 

بسیاری از افراد با حمایت و درمان مناسب بهبود پیدا می‌کنند. هدف پاک کردن خاطره نیست؛ این است که خاطره دیگر بر زندگی حکمرانی نکند.

 

جمع‌بندی

 

تروما زخمی است که دیده نمی‌شود، اما واقعی است. شناختن علائم آن اولین قدم برای بهبود است. ذهن و بدن همان‌طور که یاد گرفته‌اند در خطر بمانند، می‌توانند دوباره امنیت را یاد بگیرند.

 

پرسشنامه‌ی مرتبط:

 

مقیاس سنجش آسیب روانی
مقیاس تاب‌آوری کونور و دیویدسون

 

 رزرو جلسه‌ی مشاوره‌ی فردی:

 

۰۹۱۹۸۰۱۰۰۸۰

 

دوره‌ی آموزشی موسسه انتخاب بهتر:

 

چگونه از سنگ حوادث می‌توان خانه ساخت؟

 

بیشتر بخوانید:

 

آیا درگیر اختلال استرس پس از سانحه هستم یا مشکل دیگری دارم؟
اختلال استرس پس از سانحه چه علائمی دارد؟ - قسمت اول
چطور خودمان را از آسیب‌های گذشته جدا کنیم
روان‌زخم‌های دوران کودکی چطور روی روابط دوران بزرگسالی اثر می‌گذارد – قسمت اول
 
captcha
نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد.
مشاهده نظرات بیشتر...