انتخاب بهتر - تئوری انتخاب (دکتر علی صاحبی)
کد : 6598-6844      تاریخ انتشار : سه شبه 5 ابان 1405 تعداد بازدید : 28

مقالات

سوگ: چطور با مرگ عزیز کنار بیاییم؟
از دست دادن کسی که دوستش داریم، زندگی را به «قبل» و «بعد» تقسیم می‌کند. غم، دلتنگی، خشم، احساس گناه و حتی بی‌حسی، همه بخشی از واکنش طبیعی ما به این فقدان‌اند. کنار آمدن با سوگ یعنی یاد گرفتن زندگی با جای خالی کسی که دیگر نیست؛ مسیری که برای هر کس شکل خودش را دارد. در این مقاله، اول قصه‌ی یک نفر را می‌خوانیم، بعد چند پرسش برای شناختن حال خودمان مطرح می‌کنیم، و سپس می‌بینیم سوگ چگونه کار می‌کند و چه چیزی واقعاً کمک می‌کند.

قصه‌ی فاطمه: صندلی خالی سر سفره

 

فاطمه پنجاه‌وپنج سال دارد. سی‌ویک سال با حسین زندگی کرد؛ مردی آرام که هر صبح قبل از رفتن به سر کار، برای فاطمه چای دم می‌کرد. یک روز اسفند، حسین سر کار دچار سکته‌ی قلبی شد و تا آمبولانس برسد، تمام کرده بود. فاطمه حتی فرصت خداحافظی نداشت. آخرین جمله‌ای که به او گفته بود، گله‌ای کوچک درباره‌ی نان بود که یادش رفته بود بخرد.

 

روزهای اول، خانه پر از مهمان بود و فاطمه انگار در خواب راه می‌رفت. گریه نمی‌کرد؛ فقط مات بود. بعد از چهلم، خانه خلوت شد و غم مثل موج آمد. صبح‌ها بی‌اختیار دو استکان چای می‌ریخت و تازه یادش می‌آمد. شب‌ها لباس‌های حسین را بو می‌کرد. گاهی وسط آشپزی صدای کلید را در قفل می‌شنید و دلش فرو می‌ریخت.

 

از همه سخت‌تر، آن جمله‌ی آخر بود. فاطمه بارها در ذهنش آن صبح را مرور می‌کرد: «اگر به‌جای غر زدن، فقط گفته بودم مراقب خودت باش...» این فکر او را رها نمی‌کرد. گاهی هم از حسین عصبانی می‌شد که چرا به حرفش گوش نکرده بود و چکاپ قلبش را عقب انداخته بود؛ و بعد از این عصبانیت، احساس گناه بیشتری می‌کرد.

 

دخترش، مریم، سعی می‌کرد او را بیرون ببرد، اما فاطمه حوصله‌ی هیچ‌جا را نداشت. اتاق کار حسین را دست‌نخورده نگه داشته بود و هر روز ساعت‌ها آنجا می‌نشست. چند ماه بعد، دوستی به او گفت: «دیگر وقتش است که فراموشش کنی.» فاطمه آن شب تا صبح گریه کرد. نمی‌خواست فراموش کند. فقط می‌خواست این‌قدر درد نکشد.

 

کم‌کم زندگی روزمره هم از دستش در رفت. قبض‌ها پرداخت نشده می‌ماند، چون همیشه حسین پرداختشان می‌کرد. گلدان‌های بالکن، که هر دو با هم آبشان می‌دادند، یکی‌یکی خشک شدند. به مهمانی‌های خانوادگی نمی‌رفت، چون دیدن زوج‌های دیگر کنار هم برایش طاقت‌فرسا بود. وقتی دوستانش زنگ می‌زدند، می‌گفت «خوبم» و زود قطع می‌کرد.

 

یک سال گذشت و فاطمه همچنان بیشتر روزها را در آن اتاق می‌گذراند. مریم نگران شد و با اصرار او را پیش مشاور برد. اولین چیزی که فاطمه در جلسه گفت این بود: «نمی‌دانم دارم درست سوگواری می‌کنم یا نه. انگار گیر کرده‌ام.»

 

 

حال من چطور است؟ چند پرسش برای خودسنجی

 

این پرسش‌ها برای تشخیص نیستند. فقط کمک می‌کنند ببینید سوگتان در مسیر طبیعی است یا شاید به حمایت بیشتری نیاز دارید. اگر مدت زیادی از فقدان گذشته و به بیشتر این پرسش‌ها پاسخ «بله» می‌دهید، صحبت با یک متخصص می‌تواند کمک کند.

 

  1. آیا بیش از یک سال از فقدان گذشته و هنوز تقریباً هر روز دلتنگی شدید و دردناکی دارید؟
  2. آیا هنوز پذیرفتن مرگ او برایتان بسیار سخت است، طوری که گاهی باور نمی‌کنید واقعاً رفته؟
  3. آیا ذهنتان بیشتر وقت‌ها درگیر او یا شرایط مرگش است؟
  4. آیا حس می‌کنید بخشی از خودتان یا هویتتان همراه او از بین رفته؟
  5. آیا از هر چیزی که یادآور مرگ اوست به‌شدت دوری می‌کنید؟
  6. آیا حس می‌کنید زندگی بدون او معنایی ندارد؟
  7. آیا برگشتن به کار، رابطه‌ها یا برنامه‌ی روزانه برایتان بسیار سخت شده است؟

 

سوگ چیست و چرا این‌قدر بالا و پایین دارد؟

 

سوگ واکنش طبیعی ما به از دست دادن کسی است که به او دلبسته بودیم. احتمالاً درباره‌ی «پنج مرحله‌ی سوگ» شنیده‌اید: انکار، خشم، چانه‌زنی، افسردگی و پذیرش. این الگو مشهور است، اما سوگ معمولاً پله‌پله و به ترتیب پیش نمی‌رود.

 

یکی از الگوهای پژوهشی مهم، مدل دوفرایندی است که استروبه و شوت مطرح کرده‌اند. طبق این مدل، آدم سوگوار بین دو حالت در رفت‌وآمد است:

 

  • رو به فقدان: گریه، دلتنگی، مرور خاطره‌ها
  • رو به بازسازی: رسیدگی به کارهای روزمره، نقش‌های تازه، و استراحت از غم

 

این رفت‌وآمد انعطاف‌پذیر سالم است. روزی که کمی خندیدید، خیانت به عزیزتان نیست؛ بخشی از مسیر است. فاطمه، با ماندن همیشگی در اتاق حسین، فقط در یک سمت این رفت‌وآمد گیر کرده بود.

 

برای بیشتر آدم‌ها، شدت سوگ به‌تدریج کم می‌شود. اما فراتحلیلی روی چهارده مطالعه نشان داد حدود ۱۰ درصد سوگواران بزرگسال دچار سوگ طولانی می‌شوند؛ حالتی که در آن درد شدید و دلمشغولی با متوفی برای مدت طولانی ادامه پیدا می‌کند و زندگی را مختل می‌کند.

 

واکنش‌های رایج در سوگ

 

  • غم و دلتنگی که موج‌وار می‌آید و می‌رود
  • ناباوری و بی‌حسی، به‌خصوص در هفته‌های اول
  • خشم به خود، به دیگران، یا حتی به عزیز ازدست‌رفته
  • احساس گناه: «اگر زودتر فهمیده بودم...»
  • مشکلات خواب و اشتها
  • ضعف تمرکز و فراموشی
  • علائم جسمی: خستگی، سنگینی سینه، سردرد

 

چه کاری از دستتان برمی‌آید؟

 

  1. به غم اجازه دهید. سوگ سرکوب‌شده از بین نمی‌رود. گریه، حرف زدن و نوشتن، راه‌های سالم بیرون آمدن آن‌اند.
  2. از غم هم استراحت کنید. کمک گرفتن برای کارهای روزمره، دیدن دوستان، یا حتی تماشای یک فیلم، بخشی از کنار آمدن است، نه فرار از آن.
  3. پیوند را به شکلی تازه نگه دارید. نامه نوشتن به او، نگه داشتن یک یادگاری، یا ادامه دادن کاری که دوست داشت، کمک می‌کند ارتباط درونی‌تان شکل تازه‌ای پیدا کند.
  4. با احساس گناه مهربان باشید. حرف‌های ناگفته و جمله‌های آخر، ذهن سوگوار را رها نمی‌کنند. یادتان باشد رابطه‌ی شما با سال‌ها لحظه ساخته شده، نه با یک جمله.
  5. مراقب بدنتان باشید. سوگ خسته‌کننده است. خواب، غذا و کمی تحرک، پایه‌ی تحمل روزهای سخت‌اند.
  6. سالگردها را از قبل برنامه‌ریزی کنید. این روزها معمولاً سخت‌ترند. از قبل فکر کنید چطور و با چه کسی بگذرانیدشان.

 

فاطمه در مشاوره، به‌جای «فراموش کردن»، دفترچه‌ای شروع کرد از چیزهایی که از حسین یاد گرفته بود. نامه‌ای هم به او نوشت و همان جمله‌ای را که آن صبح نگفته بود، رویش نوشت. کم‌کم اتاق را مرتب کرد و میز حسین را گوشه‌ی نشیمن گذاشت. گفت: «حالا حس می‌کنم با من زندگی می‌کند، نه اینکه من در گذشته زندگی کنم.»

 

باورهای نادرست رایج درباره‌ی سوگ

 

«باید قوی باشی و گریه نکنی.» گریه ضعف نیست؛ یکی از راه‌های طبیعی بیرون آمدن درد است.

 

«بعد از یک سال باید تمام شده باشد.» سوگ تقویم ثابتی ندارد. موج‌های غم ممکن است سال‌ها بعد، در مناسبت‌ها، برگردند.

 

«حرف زدن درباره‌ی او حال را بدتر می‌کند.» برای بسیاری از سوگواران، حرف زدن درباره‌ی عزیز ازدست‌رفته آرامش‌بخش است.

 

«خندیدن در دوره‌ی سوگ بی‌احترامی است.» لحظه‌های شادی بخشی طبیعی از رفت‌وآمد بین غم و زندگی‌اند.

 

«باید او را فراموش کنی تا آرام شوی.» بسیاری از سوگواران با حفظ نوعی پیوند درونی با عزیزشان بهتر کنار می‌آیند.

 

چه وقت سراغ متخصص برویم؟

 

اگر ماه‌ها گذشته و غم همچنان همه‌ی زندگی را گرفته، اگر نمی‌توانید کارهای روزمره را انجام دهید، اگر مرگ ناگهانی یا خشونت‌آمیز بوده، یا اگر احساس می‌کنید زندگی بدون او معنایی ندارد، با یک متخصص صحبت کنید. درمان‌های ویژه‌ی سوگ طولانی اثربخشی خوبی نشان داده‌اند. برای مشاوره، با مرکز مشاوره‌ی انتخاب بهتر به شماره‌ی ۰۹۱۹۸۰۱۰۰۸۰ تماس بگیرید.

 

پرسش‌های پرتکرار

 

سوگ چقدر طول می‌کشد؟

 

زمان ثابتی ندارد. شدت آن برای بیشتر افراد به‌تدریج کم می‌شود، اما موج‌های غم ممکن است سال‌ها، به‌خصوص در مناسبت‌ها، برگردند.

 

آیا باید مراحل سوگ را به ترتیب طی کنم؟

 

نه. مراحل سوگ نقشه‌ی ثابتی نیستند. رفت‌وآمد بین غم و زندگی روزمره طبیعی است.

 

چطور به کسی که سوگوار است کمک کنم؟

 

حضور داشته باشید، گوش دهید، و کمک عملی بدهید. لازم نیست جمله‌ی کاملی پیدا کنید؛ «من اینجا هستم» کافی است.

 

جمع‌بندی

 

سوگ بهایی است که برای دوست داشتن می‌پردازیم. کنار آمدن با سوگ به معنای فراموش کردن نیست؛ یعنی یاد بگیریم با فقدان زندگی کنیم و پیوندمان با او را به شکلی تازه نگه داریم. لازم نیست این راه را تنها بروید.

 

پرسشنامه‌ی مرتبط:

 

مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS)
مقیاس احساس تنهایی (UCLA)

 

رزرو جلسه‌ی مشاوره‌ی فردی:

 

۰۹۱۹۸۰۱۰۰۸۰

 

دوره‌ی آموزشی موسسه انتخاب بهتر:

 

سوگ و داغدیدگی
چگونه از سنگ حوادث می‌توان خانه ساخت؟

 

بیشتر بخوانید:

 

کنار آمدن با سوگ: سوگواری، گسترش و تکامل
۶ مهارت انطباقی در زمان سوگ
نوع تازه‌ای از تنهایی (درک و تحلیل از دست دادن روابط معنادار)
فرمول تاب‌آوری
درک سوگ و چگونگی پاسخ به آن